آب و سنگِ زبان [یادداشت]

درخواست حذف این مطلب

عزّ ِ وصف اش چو روی بنماید

عقل را جان و عقل برباید

«سنایی»


در زبان و در ذهن، واژه ها و چیزها در یک طیف رفت و آمد می کنند. دربازه یِ بینِ سیال بودن و انجماد. بینِ سنگ و هوا.


در ذهن، چیزها از جهل (تاریکی) به سمت علم(نور) می آیند. و روشن که می شوند، سنگ می شوند. در سمتِ سیاهِ ذهن هیچ چیز بسته نیست و در رطوبتِ آن جا، چیزها می بالند.

جهل، رَحِم است.

اما وقتی که شناختیمِ شان و گفتیمِ شان، خشک می شوند. سنگ می شوند و نهایی می شوند. می شود تراشیدِشان و حجیمِ شان کرد.

مثلِ کاری که سنایی کرده در این بیت. دو واژه. از دو جهانِ گوناگون. دو عقل. عقلِ اول از سمتِ نور و سنگ و عین می آید و عقلِ دوم از سویِ تاریکی و هوا و ذهن.